فروشگاه اینترنتی دانش لند | خرید کتاب کمک درسی | خرید بازی فکری | خرید کتاب کودک و نوجوان

خرید اینترنتی کتاب کمک آموزشی | کودک و نوجوان | بازی های  خوب فکری

مشاوره تحصیلی

کتاب خانواده وندربیکر 1 ساکنین خیابان 141

از 3 رای
ناموجود
افزودن به لیست علاقه مندیها
خرید کتاب خانواده وندربیکر 1 ساکنین خیابان 141 از سری داستان های واقع گرایانه انتشارات پرتقال (خیلی سبز) شامل یه داستان جذاب و خوندنی از یه خانواده‌ شلوغ و پرجمعیت با یه عالمه اتفاق‌های عجیب‌ و غریبه. هر کدوم از شخصیت‌های این کتاب انقدر دوست‌داشتنی‌اند که خیلی زود خودشون رو تو دل ما جا می‌کنند تا سرنوشت هر کدوم‌شون رو دنبال کنیم. این رمان بامزه و صمیمی درباره‌ی روابطیه که با آدم‌ها ایجاد می‌کنیم و پیچیدگی‌های غیرمنتظره‌ای که تو زندگی باهاشون رو به‌ رو می‌شیم. خونه‌ وندربیکرها، یه آپارتمان ساده با سنگ‌های قرمز تیره و بادنمایی روی پشت‌بومشه. وندربیکرها طبقه‌ اول این ساختمون اجاره‌ای زندگی می‌کنند. آدم‌های زیادی به خونه‌ وندربیکر‌ها رفته‌اند و درباره‌ این تجربه‌شون نظر متفاوتی دارند، اما همه‌ی اون‌ها تو این یه مورد نظر مشترک دارند: این ویژگی‌ها رو نمی‌شه به وندربیکرها نسبت داد: (آروم، خسته‌کننده، قابل‌پیش‌بینی.) تو آپارتمان قرمز وندربیکرها همه‌ چیز به خوبی می‌گذره؛ فقط پنج روز تا کریسمس مونده و بچه‌ها باید به فکر شیرینی‌ها و هدیه‌های کریسمسی باشند. اما یک دفعه مامان و بابا تصمیم می‌گیرند موضوع مهمی رو به بچه‌ها بگن. اون‌ها مجبورند تا آخر ماه، خونه‌ ای رو که بیشتر از هر جای دیگه‌ای تو دنیا دوستش دارند، ترک کنند؛ فقط به خاطر این که صاحب‌خونه‌شون آقای بِیدِرمن حاضر نیست به خاطر شیطونی بچه‌ها قرارداد اجاره‌شون رو تمدید کنه. همین باعث شروع یه ماجرای تازه می‌شه تا بچه‌ها یه کاری کنند که آقای بیدرمن دوستشون داشته باشه.
ناشر پرتقال (خیلی سبز) |
قطع کتاب رقعی |
نوع جلد شومیز |
گروه سنی ج |
تعداد صفحات 231 |
سال چاپ 1398 |
شابک 9786004623827 |
آقای جیت مکثی کرد و به طبقه بالا تر نگاهی انداخت. آن بالا خیلی تاریک و خیلی ترسناک بود. لی نی، جای پا گانینی را روی پادری گذاشت و درخت کریسمس را با خودش برد طبقه بالا تر. پله ها آنقدر لق بودند که انگار می خواستند فرو بریزند. آیا ساختمان سعی داشت جلو  لینی را بگیرد تا به طبقه بالا نرود؟ لینی درخت را محکم تر بغل کرد و از سه پله باقی مانده هم بالا رفت. او می دانست که بیزلمن بیشتر از همه به درخت کریسمس احتیاج دارد. لینی به طبقه سوم رسید، درخت درست دم در خانه او گذاشت و با عجله از پله ها رفت به طبقه دوم و در زد.
 
ارسال نظر

5/5 0 0 0
