کتاب پسری که با پیراناها شنا کرد
فروشگاه اینترنتی دانش لند | خرید کتاب کمک درسی | خرید بازی فکری | خرید کتاب کودک و نوجوان

فروشگاه اینترنتی daneshland.com

پیشنهاد ویژه

کتاب پسری که با پیراناها شنا کرد

از 0 رای
موجود
افزودن به لیست علاقه مندیها
«استنلی» روزگار خوشی با عمو و زن ‌عمویش دارد تا وقتی که عمویش خانه را به کارخانه‌ ی کنسروسازی تبدیل می‌کند و استنلی مجبور است مدام کار کند و این وضع را دوست ندارد. روز تولد استنلی، زن ‌عمویش او را به مرخصی می ‌فرستد. همان روز با زن کولی آشنا می ‌شود. زنی که توی سیرک کار می‌کند. او برای استنلی پیش ‌گویی می ‌کند که به ‌زودی اتفاق‌ه ای عجیب ‌وغریبی در زندگی‌ اش روی می ‌دهد. همه ‌چیز از آنجا شروع می ‌شود. سفرهای باورنکردنی استنلی و ملاقات‌ های او با آدم‌ های عجیب و بالاخره ملاقات با مرد افسانه ‌ای. مردی که با پیراناها، خطرناک‌ ترین ماهی‌ های دنیا، شنا می ‌کند. همان ‌طور که استنلی سفر می‌ کند و از زندگی قبلی ‌اش دور و دورتر می ‌شود با «پانچو پیرلیِ» افسانه‌ ای ملاقات می ‌کند. پانچو از استن می ‌خواهد با پیراناها شنا کند. آیا استنلی توی آکواریوم پیراناها شیرجه می ‌زند؟ آیا آن ‌قدر شجاع هست که بپرد توی آب و برود دنبال سرنوشتش؟
ناشر هوپا (الگو) |
قطع کتاب رقعی |
نوع جلد شومیز |
گروه سنی ج | د |
موضوع کتاب داستان |
تعداد صفحات 270 |
سال چاپ 1397 |
شابک 9786008869054 |
سبک کتاب فانتزی |
استن آخرین پشمکی را که به انگشتش چسبیده بود لیسید.
رز کولی گفت: «بهت می ‌گم کی مشکلاتت تمام می ‌شن.»
استن گفت: «از کجا می ‌دونی من مشکل دارم؟» ـ‌
از چشمات فهمیدم. اسمت چیه، مرد جوان؟
استن گفت: «استن!» ـ‌
یه سکه بده استن!
بعد صدایش را آورد پایین و ادامه داد: «شجاع باش و بیا تو!»
استن از پله ‌ی کاروان که بالا می ‌رفت، برقی طلایی به چشمش خورد. برق ماهی ‌های طلایی بود. همه در یک ردیف از قلاب آویزان بودند. سیزده تا ماهی طلایی ریزه ‌میزه. هرکدام توی یک کیسه‌ ی پلاستیک کوچولو زیر نور آفتاب شنا می ‌کردند...
ارسال نظر

5/5 0 0 0
