f آیا هوش مصنوعی باید متوقف شود؟ (قسمت اول)
فروشگاه اینترنتی دانش لند | خرید کتاب کمک درسی | خرید بازی فکری | خرید کتاب کودک و نوجوان

فروشگاه اینترنتی daneshland.com

پیشنهاد ویژه
146/98

آیا هوش مصنوعی باید متوقف شود؟ (قسمت اول)

خلاصه:

از انقلاب صنعتی تا آینده هوش مصنوعی، آیا زمان آن رسیده است تا انسان ها، هوش مصنوعی را متوقف کنند؟

تخفیف کتاب ویژه مدارس | کتاب اهدایی مدارس | اهدای کتاب به دبیران | ارسال رایگان کتاب برای مدارسکتاب های مرور و جمع بندیمشاوره کنکورکتاب های ویژه شب امتحانانواع اسباب بازی و بازی فکریکتاب های کمک درسیکتاب های دبستان و ابتداییکتاب های ویژه کنکور رشته هنرکتاب هاب کنکور کارشناسی
هوش مصنوعی و یا هوش ماشینی، به هوشی می گویند که یک ماشین (ربات)، در شرایط مختلف از خود نشان می دهد، گفته می شود. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی به سیستم هایی گفته می شود که می توانند واکنش هایی مشابه رفتار های هوشمند انسانی، از جمله درک شرایط پیچیده، شبیه سازی فرآیند های تفکری و شیوه های استدلالی انسانی و پاسخ موفق به آنها، یادگیری و توانایی کسب دانش برای حل این مسئله را داشته باشد.
بخش اول؛
تکنولوژی و هوش مصنوعی روز به روز در حال توسعه هستند و این در حالی است که زندگی بهتر و راحت تری را برای ما فراهم می کنند، به یک تهدید بالقوه برای بشر تبدیل می شود، اما منظورمان از این تعدید، لزوما ربات های فیلم ترمیناتور نیست! تهدید، چیزی بسیار نزدیک تر و ملموس تر از آن است، خطرات اقتصادی و بحران بیگاری پیش رو.
البته این اولین باری نیست که انسان ها از بیکار شدن، به خاطر ماشین ها، بترسند. و عده کمی را ثروتمند و عده زیادی را بدبخت می کنند. به عبارتی از زمان انقلاب صنعتی، همواره مکانیزاسیون، موضوعی بحث برانگیز بوده است. ماشین ها همیشه تولید را افزایش داده اند و سرانه درآمد را نیز بالا می برند، اما همیشه تهدیدی هستند برای بیکار کردن عده ای جامعه، پایین نگه داشتن درآمد ها و سرریز کردن سود صنایع، از جیب کارگر به جیب سرمایه دار!
 

 
بخش دوم؛
اگر برگردیم و به گذشته نگاهی بیاندازیم، می بینیم در برهه هایی رشد تکنولوژی به قشر کارگر فشار آورده و خیلی ها را از کار بیکار کرده است، نمونه بارز آن انقلاب صنعتی در غرب در سال های 1770 تا 1890 است. در حقیقت قبل از انقلاب صنعتی، پارچه و منسوجات، مهم ترین محصولات صنعتی به لحاظ ایجاد اشتغال به شمار می رفتند و اولین صنعتی هم بود که شروع کردند به مکانیزه کردن آن.
اولین قربانیان این پیشرفت های صنعتی، زنان انگلیسی بودند که تا قبل از این با دست، پنبه یا پشم را رشته می کردند و از آن نخ تولید می کردند و حالا باید جای خود را به ماشین های ریسندگی می دادند. اما این انقلاب با سرعت زیاد، شغل های بیشتری را می بلعید و کسانی که تنها درآمدشان از صنایع دستی بود را از کار بیکار می کرد.
بخش سوم؛
در دهه 1820 وضعیت شغلی برای زنان کشاورز های انگلیسی تعریفی نداشت. آنها فرصت اینکه با ریسندگی بخضی از هزینه های خانواده را تامین کنند را (بر خلاف مادر های خود در زمان قبل تر)، از دست می دادند. برخی از این زنان انگلیسی موفق می شدند در کارخانه های بافندگی کار پیدا کنند، اما تعداد این افراد به مراتب، کمتر از تعداد بیکاران شده بود. اما در مقابل، وضعیت شغلی برای یک مهندس راه آهن یا بنا یا دیگر شغل های فنی به گونه دیگری به پیش می رفت، و البته وضع کار آفرین ها و متخصصان که صنایع مختلف را هدایت و مدیریت می کردند، بسیـــار متفاوت بود!
ماشین های مختلفی هر روز اختراع می شدند و شغل های بیشتری در بخش های مختلف صنعت از بین می رفتند. نیروی کار بیکار شده بود، به ناچار سراغ بازار های دیگر می رفتو رقابت برای شغل های باقی مانده همینطور بیشتر و بیشتر می شد، دستمزد ها به تبع کمتر و کمتر می شود و نهایتا منجر به کاهش نرخ دستمزد در سطح ملی شده بود. این اتفاقات در زمانی در حال رخ دادن بود که وضعیت صنایع بهتر شده بود و به واسطعه استفاده از ماشین ها، حجم تولید بالا رفته بود و سود بیشتری هم عائد صنایع می شد، اما مساله این بود که دستمزد ها – بین 1770 تا 1830 – به ندرت زیاد می شدند. و اختلاف طبغاتی در حال افزایش بود.
اما از اواسط قرن 19 شرایط کمی متفاوت شد، دستمزد ها شروع به افزایش کردند، وقتی که کارخانه ها، دیگر نیروی دستی را با ماشین آلات جایگزین کرده بودند.در 1850، بریتانیا تبدیل به "کارگاه دنیا" شده بود. در کشوری که تنها 3 درصد از جمعیت دنیا را داشت، برای مثال نیمی از آهن دنیا را تولید می کرد. در ادامه با گسترش انقلاب صنعتی در اروپا و آمریکای شمالی، تولید و دستمزد همزمان با هم رشد می کردند و اگرچه بازه هایی هم بود که شوک هایی به اقتصاد وارد شد، مثل رکود 1930 ناشی از جنگ جهانی دوم، اما میانه قرن 19 تا 1970 برهه ای است که قشر کارگر و پایین جامعه از عواید رشد اقتصادی صنایع بهره مند می شدند و وضعیت معیشت شان بهتر می شد. دستمزد ها هم به هم نزدیک می شدند و اختلاف طبقاتی در حال کم شدن بود. اقتصادی که خیلی ها از آن به عنوان یک اقتصاد سالم و نرمال یاد می کردند.
روند دستمزد ها در بریتانیا، در اواخر قرن 18 تا آخر قرن 19 تا 1830 با اینکه درآمد ملی رشد قابل توجهی داشت، اما سهم طبقه کارگر از این رشد بسیار ناچیز بود و دستمزد های واقعی آن ها خیلی افزایش نداشتند، بعد از سال 1830، این روند متفاوت شد.
این که چگونه وضعیت مطلوب چگونه ایجاد شده بود، یک سوال بنیادی و مهم است که در قسمت بعد به آن خواهیم پرداخت.
 

منبع: Nature.com
مترجم: شروین محمدی مقدم

ارسال نظر

ارسال نظر

5/5 0 0 0