فروشگاه اینترنتی دانش لند | خرید کتاب کمک درسی | خرید بازی فکری | خرید کتاب کودک و نوجوان

کتاب کمک آموزشی و عمومی | بازی فکری | چند رسانه ای

مسابقه نارنجی دانش لند
256/99

غذا خوردن احساسی به چه معناست؟

خلاصه:

ما همیشه فقط برای رفع گرسنگی جسمی غذا نمی خوریم بلکه بسیاری از ما نیز برای آسایش، تسکین استرس یا پاداش دادن به خود به غذا خورد روی می آوریم و هنگامی که ما این کار را انجام دادیم، تمایل داریم به غذاهای مانند شیرینی و سایر غذاهای آرامش بخش اما ناسالم برسیم.

غذا خوردن احساسی به چه معناست؟
انواع بردگیم و بازی های رومیزی کتاب های تست آزمون سراسریتخفیف کتاب های گاج و کلاغ سپیدآموزش نرم افزارهای تخصصی و کاربردی منابع آزمون تیزهوشان و مدارس نمونهمنابع آزمون کاردانیانواع بازی های ساختنی و لگو انواع بازی های کارتی دی وی دی های آموزشی کمک درسی کتاب های داستان برای نوجوانان و کودکان کتاب تست کنکور هنر
ما همیشه فقط برای رفع گرسنگی جسمی غذا نمی خوریم بلکه بسیاری از ما نیز برای آسایش، تسکین استرس یا پاداش دادن به خود به غذا خورد روی می آوریم و هنگامی که ما این کار را انجام دادیم، تمایل داریم به غذاهای مانند شیرینی و سایر غذاهای آرامش بخش اما ناسالم برسیم.
ممکن است وقتی احساس ناراحتی می کنید، یک پیاله بستنی میل کنید، اگر حوصله ندارید و تنهایی هستید، یک پیتزا سفارش دهید یا بعد از یک روز پر استرس در محل کار خود به خوردن یک غذای پر چرب مشغول شوید. خوردن احساسی استفاده از غذا برای ایجاد احساس بهتر در شما، برای تأمین نیازهای عاطفی در شکم است. متأسفانه، این نوع غذا خوردن، مشکلات عاطفی را برطرف نمی کند وا معمولا احساسات بدتری را در شما به وجود می آورد.

آیا شما همچین آدمی هستید؟!
آیا وقتی استرس دارید بیشتر غذا می خورید؟
آیا وقتی گرسنه نیستید یا سیر می شوید غذا می خورید؟
آیا برای بهتر شدن غذا می خورید (وقتی غمگین، بی حوصله، مضطرب و...)؟
آیا با غذا به خود جایزه می دهید؟
آیا مرتب غذا می خورید تا زمانی که شکم خود را پر کنید؟
آیا غذا به شما احساس امنیت می دهد؟
آیا احساس می کنید غذا دوست شماست؟
آیا احساس ناتوانی یا عدم کنترل ظرف غذای تان را دارید؟

چرخه غذا خوردن احساسی گهگاه استفاده از غذا به عنوان چیدن، پاداش یا جشن گرفتن چیز بدی نیست. اما هنگام غذا خوردن مکانیسم اصلی مقابله عاطفی شماست، وقتی هر زمان استرس، ناراحتی، عصبانیت، تنهایی، خستگی دارید، اولین انگیزه شما برای باز کردن یخچال است.


گرسنگی احساسی را نمی توان با غذا پر کرد. غذا خوردن ممکن است در لحظه احساس خوبی داشته باشد، اما احساساتی که باعث غذا خوردن شده اند هنوز وجود دارند و شما به دلیل کالری های غیرضروری که تازه مصرف کرده اید، اغلب احساس بدتری نسبت به گذشته پیدا می کنید. خودتان را به خاطر به هم ریختن و نداشتن قدرت اراده بیشتر می کوبید. با حل این مشکل، شما یادگیری روش های سالم برای کنار آمدن با احساسات خود را متوقف می کنید، شما در کنترل وزن خود سخت تر و دشوارتر می شوید و نسبت به غذا و احساسات خود احساس ناتوانی می کنید. اما هر چقدر احساس ناتوانی نسبت به غذا و احساسات خود داشته باشید، ایجاد یک تغییر مثبت امکان پذیر است. شما می توانید راه های سالم تری برای مقابله با احساسات خود بیاموزید، از محرک ها جلوگیری کنید، فریب هوس ها را بگیرید و در آخر جلوی خوردن احساسی را بگیرید. تفاوت بین گرسنگی احساسی و گرسنگی جسمی قبل از اینکه بتوانید از چرخه خوردن احساسی خلاص شوید، ابتدا باید یاد بگیرید که چگونه گرسنگی عاطفی و جسمی را تشخیص دهید.
این می تواند پیچیده تر از آن چیزی باشد که به نظر می رسد، به خصوص اگر به طور مرتب از مواد غذایی برای مقابله با احساس خود استفاده می کنید. گرسنگی احساسی به طور ناگهانی ظاهر می شود. در یک لحظه به شما ضربه می زند و احساس طاقت فرسا و فوری می کند. از طرف دیگر گرسنگی جسمی به تدریج بروز می کند.
گرسنگی احساسی غذاهای راحتی خاص را می طلبد.
وقتی از نظر جسمی گرسنه هستید همه چیز خوب به نظر می رسد - از جمله مواد سالم مانند سبزیجات. اما گرسنگی احساسی هوس غذای ناخواسته یا تنقلات شیرین می کند که عجله آن را فراهم می کند. احساس می کنید به کیک پنیر یا پیتزا احتیاج دارید و هیچ کار دیگری نمی تواند انجام دهید. گرسنگی عاطفی اغلب به خوردن بی فکر منجر می شود. قبل از دانستن آن، یک کیسه کامل چیپس یا یک تکه کامل بستنی خورده اید بدون اینکه به آن توجه کنید یا از آن لذت ببرید.
وقتی در پاسخ به گرسنگی جسمی غذا می خورید، از کاری که انجام می دهید بیشتر آگاه هستید. گرسنگی عاطفی به محض کامل شدن ارضا نمی شود. شما بیشتر و بیشتر می خواهید، اغلب غذا می خورید تا وقتی که معده تان پر شود. از طرف دیگر، گرسنگی جسمی نیازی به پر کردن ندارد. وقتی شکم تان پر است احساس رضایت می کنید. گرسنگی عاطفی در معده قرار ندارد. به جای اینکه شکم یا لوزه در معده شما باشد، احساس گرسنگی خود را به عنوان یک ولع می کنید که نمی توانید از سر خود بیرون بیایید. شما روی بافت ها، مزه ها و بوها خاص تمرکز دارید. گرسنگی عاطفی اغلب منجر به پشیمانی، گناه یا شرم می شود. وقتی برای رفع گرسنگی جسمی غذا می خورید، بعید می دانید احساس گناه یا شرمندگی کنید زیرا به بدن خود فقط آنچه را نیاز دارد می دهید.
اولین قدم در توقف غذا خوردن احساسی، شناسایی عوامل محرک شخصی شماست. چه موقعیت ها، مکان ها یا احساساتی باعث می شود به راحتی به فکر غذا خوردن بیافتید؟ بیشتر خوردن احساسی با احساسات ناخوشایند مرتبط است، اما همچنین می تواند ناشی از احساسات مثبت باشد، مانند پاداش دادن به خود برای رسیدن به یک هدف یا جشن گرفتن یک تعطیلات یا یک اتفاق شادی بخش.
آیا تا به حال متوجه شده اید که چگونه استرس باعث گرسنگی شما می شود؟ این فقط در ذهن شما نیست. می دانیم که استرس مزمن است زیرا اغلب در دنیای پر هرج و مرج ما، بدن شما مقادیر بالایی از هورمون استرس، کورتیزول تولید می کند. کورتیزول هوس غذاهای شور، شیرین و سرخ شده را موجب می شود و غذاهایی که به شما انرژی و لذت می بخشد. هرچه استرس کنترل نشده در زندگی شما بیشتر باشد، احتمال اینکه برای تسکین عاطفی به غذا رجوع کنید بیشتر است.

عادت های دوران کودکی

به خاطرات کودکی خود در مورد غذا فکر کنید. آیا والدین شما رفتار خوب شما را با بستنی پاداش داده اند؟ هنگامی که کارنامه خوبی دریافت کرده اید شما را برای پیتزا بیرون برده اند؟ یا هنگام ناراحتی از شما با شیرینی و تنقلات پذیرایی می کنند؟ این عادت ها اغلب می توانند به بزرگسالی نیز منتقل شوند.

تأثیرات اجتماعی

قرار گرفتن در کنار یکدیگر برای صرف یک وعده غذایی راهی عالی برای از بین بردن استرس است، اما همچنین می تواند به پرخوری منجر شود. ممکن است در شرایط اجتماعی به دلیل عصبی بودن، پرخوری کنید. یا شاید خانواده یا اطرافیان شما شما را تشویق به پرخوری کنند، و راحت تر می توانید با گروه همراه باشید.

برنامه روزانه

برای کنترل احساسات خود در زیاد خوردن غذا باید برنامه ریزی داشته باشید، برای این کار یک دفترچه یادداشت روزانه بردارید و ازاحساسات خود در آن بنویسید. برای مثال؛ امروز چه حسی نسبت به خود و زندگی تان دارید و روز خود را چگونه گذراندید، اگر رویداد خاصی را پشت سر گذاشته اید چه بوده است و چه واکنشی به آن نشان داده اید؟
مهم ترین یادداشت شما مربوط به زمانی است که ناراحت و عصبی می شوید، هنگامی که این اتفاق برای تان افتاد از حس و واکنش خود به آن بنویسید، چرا که اینگونه متوجه می شوید که چه فضاهایی شما را وادار به خوردن زیاد می کند و با شناسایی شرایط می توانید اشتهای عصبی خود را بهتر کنترل کنید.
 
منبع: HelpGuide
مترجم: ساناز فلاح راسته‌کناری
 

ارسال نظر

ارسال نظر

5/5 0 0 0